امید
میدان جاذبه می خواهد
اشتراک دوستی
مارا تا کنار تو راهی نمانده بود
سررشته ی کلاف گم شده را نیافتیم
آرام در بعد مختصری گنجیدیم
ذوب شد در تهاجم زمستان
خنده ی شیرین
باز کرد دهان
آتش
تا از حدود خود گذر کند
از حال ما مویینه ای باقی ست
هیچ نفسی پایدار نیست
محمد شریفی
+ نوشته شده در دوشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت ۱۲ ق.ظ توسط محمد شریفی
|