نصرت
![]()
کو چیده از کویر تن
ترمه پوش و ترانه خوان
دل دوپاره ی پیوسته
که گل بیندیشد
ترازو بخشیده به عدل خواهش خویش
روز
این پاشیده بر معمای پیچاپیج
دور باطلی ست انسان
اسیر تیر های مکرر
رو به آسمان تیره و
خلوتی که ساعت عمر
بی عقربه می چرخد
دور تازه ندارد پیاله ات
ای یار
در خانه ی بی تیغ و بی دریغ
بوی تازه می گیرد
از صداقت دل کهن دیار
محمد شریفی
+ نوشته شده در شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت ۱۲ ق.ظ توسط محمد شریفی
|